تبليغاتX
¸,.-~* ¯´¨ ¨`*~-.¸ خيلي خش اندسي ¸,.-~* ¯´¨ ¨`*~-.¸ .•* *•. ۩ زادگاه من خور ۩ .•* *•. - ¸.•`¯`•.¸ درس و مدرسه در قدیم ¸.•`¯`•.¸
¸.•`¯`•.¸ درس و مدرسه در قدیم ¸.•`¯`•.¸

درس و مدرسه در قديم (قرن حاضر)

تا قبل از به وجود آمدن اولين دبستان در خور(سال 1324 ه.ش) در منزل خواجه غلام رضاي خوري و پس از آن استفاده از کودکستان قديم (شهرداري فعلي ) جهت مدرسه بچه ها و بعداً تأسيس مدرسه مشفق اوزي توسط عبدالله مشفق اوزي (در سال 1339 ه. ش) ، در خور مدرسه اي رسمي وجود نداشت .و بچه ها به جايي به نام مکتب(کتّاب) مي رفتند. که البته کلاسهاي مکتب خانه ها الزاماً در خانه تشکيل نمي شد و بلکه در صحراهاي نزديک ، زير سايه نخلها نيز برگزار مي شد . از معلمان قديم مي توان به «حاج درويش آخوند» ،«حاجي محمد شريف» ، و «حاجي محمد عقيل» اشاره کرد. ، که بسياري از بچه هاي باسواد شده  آن دوره نزد حاجي محمد شريف و حاجي محمد عقيل درس خوانده اند.

متأسفانه سنت حاکم بر تحصيلات در آن دوره بر اين بوده است که معلمان قديم معمولاً بچه ها راتوسط وسيله اي به نام «چوب فلک» تنبيه مي کردند. که شايد بچه ها از اين طريق عبرت بگيرند و درس بخوانند. پير مردها مي گويند " خيلي زياد بچه ها را به چوب فلک مي بستند تا جايي که کمتر بچه اي جرأت رفتن به مکتب را داشت، حتي بچه ها حاضر بودند چند روز در صحرا بخوابند ولي به مکتب نروند."

معلمان قديم در کنار خدمت بزرگِ با سواد کردن بچه ها مانند هر انساني داراي ضعف هايي نيز بودند که چون معلمي شغلي آينده ساز و حساس است گاه اين تأثير گذاري ها ، پيامدهاي منفي در آينده خور به جا گذاشتند. که به يکي دو نمونه از اين پيامدها اشاره مي کنم. گرچه يادآوري نمايم هيچ گاه بيان اين حقايق به معناي ناديده گرفتن نقش بسيار سازنده ي آنها در با سوادي بچه ها و دلسوزي و خدمت بسيار بزرگ آنها نيست چون به قول معروف " زشت ترين ترک ها در زيباترين گلدانها ديده مي شود"

گويند حاجي محمد عقيل و حاجي محمد شريف کمي افکارشان با همديگر متفاوت بود و به خاطر همين اختلاف شاگردان شان نيز گاهاً اختلاف پيدا مي کردند. که حتي اتفاق مي افتاده که هنگامي که هر يک از شاگردان اين معلمين براي آنها آب مي بردند اگر در راه به هم مي رسيدند از روي همين اختلافات ساده و به حکم بچگي با سنگ کوزه همديگر را مي شکستند، يا همين به چوب فلک بستن بچه ها که باعث شد خيلي از آنها بي سواد بار بيايند.

يکي از بدترين اين آسيب هاي اجتماعي اين بود که براي «چاغ کردن کَلُون» ( آماده کردن قليان تنباکو) به تعدادي از دانش آموزان دستور مي دادند آب بياورند ، عده اي نيز تنباکو را آماده کنند و به اصطلاح به دود بياورند، که البته متأسفانه اين رسم بين ديگر کهن سالان آن زمان نيز موجود بود که بچه هاي خود را مجبور مي کردند برايشان قليون را آماده کنند. که اين سبب شد که بسياري از بچه هاي آن زمان( پيرمردان و پيرزنان امروز) به کشيدن قليون عادت کنند.

ولي خب هدفم از بيان اين حقيقت تاريخي اين بود که نقش تأثير گذار معلم پدر و مادر بر جامعه ي آينده را در قالب يک اتفاق تلخ ياد آوري نمايم .وگرنه هيچ کس حق ندارد نقش و خدمات سازنده اين بزرگواران قديم که يادشان گرامي و روحشان شاد را ناديده بگيرد.

ميگويند وقتي کسي تازه مي خواست به مکتب برود خانواده اش آنقدر خوشحال مي شدند. که بين همسايه ها و اقوام شيريني (خَرَک يا خرما ، نقل و نبات و غيره ) پخش مي کردند و به اصطلاح مي گفتند " فلاني شُو درس شُندِه" (اورا به درس گماشته اند)

قديمي ها براي نوشتن از «لوح» که از «پيپ» (قوطي حلبي) درست مي شد استفاده مي کردند و سپس ماده اي به نام «صمغ» را از لار يا جاهاي ديگر مي خريدند و « ديدمَه» ( خاکستر آتش ) که در مسجد و جاهاي ديگر زير ديوار به جا مانده بود را جمع مي کردند و تحويل معلمان گرامي شان مي دادند. و ايشان هم با مخلوط کردن آنها مرکّب درست مي کردند.قلم آنها از ني ساخته مي شد(قلم ني) ، معلم با آموختن حروف الفبا به بچه ها به صورت سرمشق ، آنها را به تمرين کردن بر روي لوح مي گماشت . وبچه ها تمرين ميکردند و پاک مي نمودند ودر آخر کار مي نوشتند و مي بردند براي معلم . يکي از کارهاي جالب معلمان قديم ياد دادن حروف الفبا از طريق شعرهاي ساده بود که هنوز نتوانسته ام آنها را به طور کامل بشنوم ولي تا حدودي که از بيان بعضي از پيرمردها به ذهنم مانده چيزي در اين مايه ها بود:

الف يک پا درد ، ب يک نقطه به زير دارد ، ث سه نقطه به سر دارد ، ج يک نقطه به کَپ(دهان) دارد، ح نقطه ندارد، خ  يک نقطه به سر داردو.....

اميدوارم يک نفر اين ابتکار جالب را بطور کامل تحقيق کند . بعد از يادگيري الفبا بچه ها «جزوَه» ( جز سي قرآن ) ديوان حافظ ، مبدأ و معاد و يا يوسف و زليخاو... را مي خواندند .مي گويند در قديم دختر ها کمتر به مکتب برده مي شدند ولي هيچ وقت اين گونه نبوده است که اصلاً اجازه سوادآموزي را به آنها ندهند کهنسالان مي گويند نسبت حضور دختران به پسران در مکتب خانه تقريباً کم رنگ تر بوده است.

توضيحي در مورد چوب فلک : تخته اي مسطح شکل به طول تقريبي 1.5 متر و ارتفاع تقريبي 80 سانتيمتر . که بالاي تخته دو فرو رفتگي براي گذاشتن پاي بچه ها تعبيه شده بود.

پاي بچه هايي که درس نمي خواندند يا موجب ناراحتي معلم مي شدند را در آن مي گذاشتند و مي چرخاندند و معلم نيز با چوب به کف پاي آنها مي زد .دخترها نيز دستشان رادر آن مي گذاشتند و چوب به کف دست آنها ميزدند.

در آخر لازم ميدانم بار ديگر ياد آن معلمان و دل سوزان و بچه هاي قديم که با کمترين امکانات ودر سخت ترين شرايط در کنار کار و کشاورزي و دامپروري از علم و سواد دست نکشيدند را گرامي بدارم.

----------------------------------------------------

تحقيق و فرستنده متن : شهرام صالحي

www.khoury.blogfa.com

 

درباره وبلاگ
سلام من به خور و مردم خور كه دارند مردمان نيك مشهور
به هر جا مي روند آواز دارند نميگردند از اين آواز مغرور

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

اين وبلاگ رو ساختم واسه موندگار شدن اطلاعات شهر عزيزم خور
اميدوارم همشهري هاي عزيزبتوانند من را در به روز رساني اين وبلاگ کمک کنندعزيزاني که از خور مطلبي يا عکسي دارند مي توانند براي من بفرستند تا با کمک خودشان وبلاگ شهر خودشان را آباد سازند .
از همشهري هاي عزيز تقاضا مي شود كساني كه دوست دارند وبلاگ يا سايتشان لينك شود در قسمت نظرات آدرس را بگذارند و به مدير وبلاگ اطلاع دهند .

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

براي ديدن عکس ها کليک راست بعد show picture و
بعد براي بهتر ديدن آن save كنيد يا ير روي نام آنها كه زير
آن نوشته كليك نماييد .
براي خواند ادامه ي مطالب بر روي ادامه ي مطلب كليك نماييد و ما را با نظراتتان شاد كنيد .
از عزیزانی که می خواهند لوگوی وبلاگ ما را در سایت خود بندازن خواهشمندم لوگو را از قسمت نظرات کپی کنند . ممنون
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

اميدوارم بتوانم رضايت خاطر دوستان را جلب بنمايم .
ღزاده ی خورღ

امكانات وبلاگ

اطلاعات شما :

www.p30khour.blogfa.com
بهترين ها

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

بهترين منبع اطلاعات شهر خور

آرشيو وبلاگ
لوگوي دوستان
پیام کوتاه
آمار وبلاگ
کاربران آنلاين :
بازديدها :

مدير وبلاگ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .