تبليغاتX
¸,.-~* ¯´¨ ¨`*~-.¸ خيلي خش اندسي ¸,.-~* ¯´¨ ¨`*~-.¸ .•* *•. ۩ زادگاه من خور ۩ .•* *•. - ¸.•`¯`•.¸ اماکن متبرکه و اندیشمندان خور ¸.•`¯`•.¸
¸.•`¯`•.¸ اماکن متبرکه و اندیشمندان خور ¸.•`¯`•.¸
 

بزرگان قديم

حقيقت اين است که از زندگي و احوال اين بزرگان هيچ اطلاعات دقيقي در دسترس نمي باشد. و بيشتر اين مطالبي که جمع آوري شده از کنار هم قرار دادن حرفهاي کهن سالان است که در بعضي موارد حتي چند قول ضد نقيض شنديده مي شود. به هر حال در اين بحث سعي شده است هر چه که تا به حال شنيده شده  ذکر شود.

 

1.      اولياء الله(رحمة الله علیهم) :

 گويند در خور و اطراف آن مقبره 77 تن يا 70 تن از اولياء الله قرار دارد که مردم قديم و کاروانيان و مسافران رهگذر هنگام عبور از خور به احترام ايشان از مرکب پياده مي شدند و نعلين(دم پايي يا کفش) خود را از پايشان در مي آوردند و با خواندن فاتحه و سلام بر آنها از خور عبور مي کردند. بعضي ها مي گويند مير عبدالله ، شاه عباس ، آقاي درويش شرف ، و احياناً سيد عبدالله و پير باباي گپ از جمله ايشان بوده اند. که هم اکنون نيز مقبره هاي آنها وجود دارد.

 

2.      مير عبدالله(رحمة الله عليه) :

 اطلاعات بسيار کمي در مورد ايشان موجود است ، قبرستان محله بالا که مقبره ايشان در آن جا واقع است به نام ايشان معروف گشته.

گويند مير عبدالله در جواني وفات نموده است.

 

3.     شاه عباس( رحمةالله عليه) :

از ايشان نيز اطلاع دقيقي موجود نيست .قبرستان محله پايين که مقبره ايشان درآنجا واقع است به نام ايشان معروف گشته. گويند شهرت ايشان به «شاه» به خاطر اين بوده است که انساني کامل در طاعت خدا و قاطعيت در انجام کارهايش بوده است. ايشان را نيز از اوليا الله مي نامند . در ضمن هيچ رابطه اي با شاه عباس صفوي ندارند.

 

4.آقاي دري شرف(درويش شرف) (رحمةالله عليه) :

گويند از اوليا الله مي باشند که مقبره ايشان در محله پايين حوالي «کف بس» واقع است. که در اتاقي که مقبره ي ايشان قرار دارد قبري ديگر نيز هست که بعضي مي گويند مقبره همسر شان و بعضي هم معتقدند که مقبره پسر ايشان مي باشد.محل واقع شدن مقبره آقاي درويش شرف در واقع قبرستاني قديمي است که تعدادي ديگر قبر در حياط آن مکان قرار دارد و گويند بقيه قبرها نيز به علت قديمي بودن و همسطح شدن با زمين شامل خانه هاي همسايه شده است. همچنانکه از اسم ايشان معلوم است ايشان آدمي درويش صفت بوده اند. و آنچنان در نزد مردم محترم اند که نام ايشان را بدون لفظ آقا به کار نميبرند.

 

4.     پير باباي گپ(رحمة الله عليه) :

مقبره ايشان در گوشه مسجدي در روستاي ويران شده پدز واقع است . که اين مسجد در نزديکي مسجدي قديمي و ويران شده قرار دارد. گويند نام اصلي ايشان سعيد بابا است. و امام مسجد بوده اند.به اعتقاد بعضي ها ايشان نيز از اوليا الله هستند.

 

   5.سيد عبدالله(رحمةالله عليه) :

مقبره ايشان به شکل «برکه» (آب انبار) ي کوچک در روستاي ويران شده پدز قرار دارد .که بعضي ها معتقدند ايشان نيز از اوليا الله بوده اند.

 

6.پير کُت کُتينَه(رحمةالله عليه) :

مي گويند نام اصلي ايشان عبدالسلام بوده است. که مقبره وي در محله حسين آباد جايي مقابل مسجد جامع جديد ( حدوداً روبروي منزل آقاي محمد نظري) بوده است . که هم اکنون هيچ اثري از قبر ايشان نيست.

 

7.مقبره مير باقر (رحمة الله عليه) :

مقبره ويران شده ايشان در ضلع جنوبي قبرستان محله پايين قرار دارد. که ماجراي علت مخروبه بودن اين مقبره هم شنيدني است. گويند از آنجايي که پير باقر انساني مومن و شريف بوده است بعد از وفاتشان مردم تصميم ميگيرند بر روي مقبره ايشان اتاقکي بسازند. که در اين ميان شبي يکي از اهالي مير باقر را در خواب مي بيند که مي گويند " بر روي مزار من اتاق نسازيد" و فرداي آن روز مي بينند که اتاق ساخته شده ويران شده. اما مردم مجداداً اتاق را تعمير ميکنند که باز همين ماجراي خواب ديدن يکي از اهالي و ويران شدن اتاق تکرار مي شود. و سرانجام پس از اينکه بار سوم اين ماجرا تکرار مي شود.مردم به اين خواب ديدن و وصيت جناب مير باقر يقين پيدا مي کنند. و از آن روز به بعد اين مقبره به همين شکل کنوني ( اتاقي با ديوارهاي فرو ريخته) باقي مي ماند.

 

8. بي بي عيشه(عايشه) و بي بي نيزه( رحمة الله عليهما) :

مقبره اين دو بانو در کوهپايه کو ه «نَرمَکو» در جنوب غربي قبرستان شاه عباس واقع شده است . که گرچه کسي از آنها اطلاعي دقيق ندارد ، ولي ماجرايي عجيب دارند که بيشتر به داستان و افسانه شبيه است ، البته احتمال دارد که چنين کساني در خور مي زيسته اند ولي ماجراي آنها بيشتر اغراقي نمادين است براي آنان که مي خواهند پاک بمانند.

اين قصه را تقريباً همه بزرگترها در خور مي دانند ، ماجرايي که خود شامل ماجراهايي است ، يعني اينکه اين قصه را هر کدام از قديمها به گونه اي متفاوت روايت مي کنند . در اينجا سعي شده است که گلچيني از اين شنيده ها ذکر شود:

-        روايت اول: گويند دو « دادا و خونگي»( خواهر بزرگتر و کوچکتر) با عفت و با ايمان به نامهاي بي بي عيشه و بي بي نيزه به طرف «چاه گل»( به خاطر درخت کهن سالي به نام گل مو يا ليف که در کِنار آن بود به اين نام معروف گشته است و گويند چاهي است متعلق به دوران گبر نشيني در خور) در حوالي کوه نرمکو براي بردن آب و غذا جهت برادرانشان که داشته اند چاه حفر مي کردند مي رفتند ، که چند انسان کافر قصد حمله به آنها را مي کنند و آنها نيز پا به فرار مي گذارند و به طرف کوه نرمکو مي روند و چون را فراري نداشتند مي گويند:" کيب مَه خو گي" ( کوخ ما را نگه دار) و به اذن خداوند کوه هم دل خود را مي گشايد و آن دو به داخل کوه مي روند و دوباره کوه بسته مي شود. چون مقدراي از «کُمبُل» ( لباس محلي زنان خور در قديم ) آنها بيرون بوده است مردم برروي آن مقبره مي سازند.

-        روايت دوم : گويند در آن زمان چاهي به نام « چاه گُل » خشک شده بوده و مردم هم بي آب بودند و وقتي آن دو بي بي مي خواستند از آن چاه آب بردارند چون خشک شده بود « تُف» ( آب دهان) شان را به داخل چاه مي ريزند که به يک باره آب مي خروشد و همه جا را فرا مي گيرد . و اين دو بي بي که در حال غرق شدن بودند به طرف کوه نرمکو پناه مي برند و همان ماجراي قبلي که عرض شد تکرار مي شود.

-        روايت سوم: گويند ورزي اين دو بي بي پاک دامن از نزديکي هاي کوه نرمکو مي گذشته اند که دو تا از برادران شان از دور آنها را صدا مي زده اند ، اين دو خواهر مي ترسند که مبادا دو نفري که به طرفشان مي آيند غريبه هايي بي ايمان باشند ( شايد بعد از مدتي زياد برادرانشان را با چهره اي متفاوت يا پوشيده شده ديده بودند) به همين علت به طرف کوه نرمکو پا به فرار مي گذارند و ادامه ماجراي اول تکرار مي شود(کيب مه خگي ، رفتن به داخل کوه، و بيرون بودن لباسشان، و ساخت مقبره شان)

-        اين ماجرا را به گونه هايي ديگر نيز از جمله رفتن آنها براي گرفتن «اَردَه» و ... نيز تعريف کرده اند که وجه تشابه همه ي آنها قسمت دوم ماجرا (فرار به سمت کوه.... ) مي باشد.

 

9.  آقاي سَوز پيش( سبز پوش) :

اين به اصطلاح  مقبره آب انبار شکل در دامنه شمالي کوه نرمکو در مسير خور- شهر جديد قرار دارد. که به هيچ وجه درون آن قبري وجود ندارد. و فقط سنگي در آن موجود است .که احتمالاً از سنگهايي است که از کوه ريزش کرده .

گويند شيخ نقش بندي(رحمة الله عليه)  در آن محل نوري، ويا هم انساني با لباسهاي سبز و چهره نوراني را مشاهده نموده که به دستور خودِ ايشان در آن مکان اين بنا را مي سازند.

 

زيارت مير عبداالله زيارت مير عبدااله
     زیارت میر عبداالله         زيارت مير عبدالله        

 

 

 زيارت آقاي سوز پيش«سبزپوش» زيارت پير براق زيارت آقاي سبز پوش زيارت بي بي نيزه و بي بي عايشه زيارت شاه عباس
زيارت اقاي سبز پوش      زيارت پير براق     زيارت آقاي سبزپوش  زيارت بي بي عايشه و  نيزه زيارت شاه عباس

 ( عکس ها اندکی متعلق به وبلاگ و بقیه از سایت های خور )

 

 

 

 

بزرگان، انديشمندان و نخبگان معاصر

1.      حاجي آخوند حاج عبد الرسول (رحمةالله علیه) :

 ( تحقيق : آقاي مهدي موسوي ، منبع نشريه آينه شماره 4 آبان ماه 82  ، ميلاد لارستان – ميلاد خور شماره 318 هفته اول اسفند ماه 82)

فردي به نام « حاج محمد حاج کمال خوري » معروف به ملاي «گَپ» امام مسجد کهنه خور ( امام شافعي)  بود. که در آن زمان اين مسجد  تنها مسجد خور بوده است. حاج محمد در بيست و چهارم ربيع الاول سال 1260 هجري قمري دار فاني را وداع گفته و مدتها مسجد بدون امام مي ماند.  بعدها کلانتر وقت ( خواجه علي اکبر) به کرمستج مي رود تا امامي جهت مسجد بياورد . کسي حاضر به آمدن به خور نبوده و از سر ناچاري فردي که علم دين نداشته ولي اهل ديانت بوده را به نام «حاج حسن » ( که از ناحيه پا دچار نقص بوده) را مي آورند که او نيز پس از مدت کوتاهي مي ميرد. پس از وفات حاج حسن ، همسر وي با يکي از اهالي خور[به نام حاجي محمد] ازدواج مي کند و پسر کوچکش که« عبد الرسول» نام داشته را مسئوليت تأمين معاش خانواده را برعهده مي گيرد.

خواجه اکبر روزي عبدالرسول را مي بيند و سوال مي کند تو کيستي ؟ وي خود را معرفي مي کند . خواجه اورا از کار منع مي کند و به مکتب يا کتّاب آن زمان مي فرستد. عبدالرسول بعدها ازدواج مي کند و در مدت کوتاهي پس از ازدواج ، همسرش را از دست مي دهد. دوباره ازدواج مي کند و از او صاحب پسري مي شود و او را در سنين کودکي به مصر مي فرستد تا در رشته علوم ديني تحصيل کند.

هجده سال بعد پسرش که ديگر « آخوند» نام گرفته از مصر باز مي گردد و چنان درجه اي در علوم ديني [ فقه ، حديث، تفسير، صرف و نحو، منطق ، معاني و بيان و کتاب فارسي] کسب کرده در جنوب ايران نظير نداشته است . علماي بزرگي از خنج ، اوز، لار و کرمستج از محضر ايشان بهره مند مي شدند.

ايشان شصت جلد قرآن و دويست جلد کتابچه ي حديث را با دست تحرير مي کندکه نامشان در کتب رجال هزاره دوم هجري قمري همرديف با نام بزرگان ديگر ثبت شده است.

نمونه قرآن خطي ايشان هم اکنون در کتابخانه شهر مشهد موجود است. ايشان در سال 1322 هجري قمري دار فاني را وداع گفتند.مقبره ايشان در قبرستان محله پايين واقع شده است که معمولاً اکثر کساني که شب هاي جمعه به زيارت اهل قبور مي روند، بر سر قبر ايشان نيز فتحه و دعا مي خوانند.

 [حاجي آخوند داراي خطي زيبا بوده است که هم اکنون وصيت نامه ايشان که با خط خودشان نوشته شده در نزدبعضي از اهالي خور موجود است. همچنين تا حدود نيم قرن قبل، نمونه اي از قرآن خط ايشان در مسجد جامع قديم خور موجود بوده است که به علت قديمي بودن و خراب شدن ،  نوه ايشان حاجي جواد آن را در قبرستان محله بالا در زير خاک دفن مي کند.]

 

 

[ايشان داراي شش فرزند پسر و 9 فرزند دختر بودند.

فرزندان پسر ايشان: حاجي محمود ( پدر حاجي جواد ، پدر بزرگ سيد ابراهيم هاشمي) – ملا احمد ( پدر حاجي ايوب و حاج درويش آخوند ، پدر بزرگ شيخ حسن قاضي زاده) - ملا محمد باقر( پدر عبدالرحمن آخوند) – نعمت( پدر محمد باقر) – رحمت( پدر محمد گيرنده) – شيخ عيدالله

فرزندان دختر ايشان: زينب( مادر مولاه و عبدالحق کامياب) – پري ( مادر محمد عقيل خطيبي) – حاجي فاطمه( مادر احمد علي عزيزپور و محمد امين) – نساء ( مادر فتحعلي (پدر صديق) و غلامعلي کامياب) – مَوني( مادر ميرزا و شمشاد) – اسماء ( همسر عبدالرحيم غفور ( ساکن کرمستج) ) شهري ( مادر کُر علي) – آسيه ( مادر محمد خرمي) و ستاره

توضيح : قسمتهايي که با علامت [] مشخص شده اند را نگارنده اضافه نموده است.

 

2.      حاجي محمد جواد قضاوتي(رحمةالله عليه) :

مرحوم حاجي محمد جواد فرزند مرحوم حاج محمود فرزند حاجي آخوند حاج عبدالرسول در سال 1302 هجري قمري در خور ديده به جهان گشودند. سواد خواندن و نوشتن را در همان مکتب خانه هاي قديم بر روي لوح و قلم آموختند.و از آنجايي که به علم و دانش علاقه اي وافر داشتند راهي کشور مصر شدند و مدت زيادي در آنجا بودند. ايشان اولين خوري است که در دانشگاه الازهر مصر درس خواندند و بعد در آنجا هم تدريس مي کردند. ايشان از نظر علم و آگاهي از علماي مشهور زمانه بودند که بارها در جلسات بحث و مناظره در مکان هاي مختلف از جمله: بندرعباس ، کيش ، بستک ، و خور با ديگر علماي زمان خود گوي سبقت را از همه ربودند. وبا علم خويش در هر جايي از منطقه جنوب داراي شخصيتي والا گشتند.

آن بزرگوار بعد از بازگشت به خور سالها در مساجد کهنه و جامع قديم به سخراني و ارشاد مردم پرداختند. و در ميان مردم خور بسيار محبوب و داراي احترام بودند. تا جايي که قديميها وقتي کسي قدر علماي واقعي را نميداند اصطلاحي دارند که مي گويند" زمان قديم مردم حاجي جواد را ميپرستيدند" يعني خيلي احترام ايشان را نگه مي داشتند. حاجي جواد در زندگي دوبار ازدواج کردند و گويا به خاطر مخارج سنگين زندگي اش حتي مدتي را در قرض و بدهکاري بوده اند که به خاطر سفر جهت کار و امرار معاش به شهرهاي ديگر به صورت يک انسان معمولي، چندين بار با علم خويش توجه بزرگان و مردم آن منطقه را به خود جلب نموده است.

ايشان در 1377 هجري قمري در سن 77 سالگي در خور وفات نمودند. مقبره ايشان در جوار مقبره جد بزرگوارش در قبرستان محله ي پايين قرار دارد.

 

3.     حاج ايوب قاضي زاده(رحمة الله عليه) :

مرحوم حاج ايوب فرزند ملا احمد فرزند آخوند حاج عبد الرسول و پدر بزرگوار جناب شيخ حسن قاضي زاده (امام جماعت سابق مسجد کهنه خور) در سال..... هجري قمري در خور ديده به جهان گشودند. ايشان از دانشمندان بنام «علم ميراث » بودند. تا جايي که قديمي ها مي گويند حتي ازشهرها و روستاهاي اطراف از جمله شهر لار نيز جهت حل مشکلات و سوالات مربوط به ميراث به ايشان مراجعه مي کردند. ايشان يکي از کساني بودند که مردم براي نوشتن مطالبشان( نامه ،و صيت نامه ، اسناد محلي و...) به وي مراجعه مي کردند و به قول قديميها حاج ايوب «ملا بنويس»( کسي که بدون دخالت در کار کسي مطلبش را برايش نويسد) بودند.حاج ايوب سالها امام مسجد کهنه خور بودند.  ايشان در سال..... هجري قري دار فاني را وداع گفتند و مقبره ايشان جنب مقبره جد گرامی شان آخوند حاجي عبدالرسول قرار دارد.

 

4.     ملا درويش بن احمد آخوند(رحمة الله عليه)  :

 ايشان از مدرسان قرآن در ابوظبي بودند که گويا از آگاهان به زندگي سعدي و حافظ ، نيز بودند.

 

 

5.     مير عبدالعزيز حاج احمد خوري (رحمة الله عليه) :

ايشان از قاريان قرآن در خارج از کشور بودند.

 

6.     خواجه عباس خواجه عبدالله خوري(رحمة الله عليه)  :

معروف به عباس اسد .ايشان در امارات وزير مشاور حاکم ابوظبي بوده است.

 

7. محمد حسن مجرم خوري(رحمة الله عليه)  :

که استادِ گرامي مرحوم عباس انجم روز در کتاب« بُرقع پوشان خليج فارس و درياي عمان» به معرفي ايشان پرداخته اند . گويا ايشان از شاعران محلي بوده اند.(متأسفانه هنوز موفق به يافتن کتاب مذکور نشده ام )

 

7.استاد عباس انجم روز (رحمة الله عليه):

(تحقيق : آقاي رستم مهرآوران ، منبع : ميلاد لارستان – ميلاد خور شماره 318 هفته اول اسفند ماه 1382 ، پيک مشتاقان شماره اول ، آذر ماه 1380 )

استاد عباس انجم روز نويسنده، محقق ، پژوهشگر ، مصحح ، شاعر ، مورخ و اديب ، فرزند محمد در سال 1304 ديده به جهان گشودند. ايشان از خوري هاي مقيم بندر لنگه مي باشند. که در تمام مواقع به زادگاه آبا و اجدادي خود نگريسته و هميشه خود را خوري معرفي نموده است . وبه اين امر افتخار مي کند.

استاد انجم روز تحصيلات ابتدايي را در بندر لنگه گذرانده و در همين سالها از تهران جايزه نمونه مي گيرد ، و کتابي از احوال و زندگي حافظ نوشته دکتر محمد معين به وي تقديم مي گردد ، اين کتاب که براي اساتيد و دبيران سنگين و در سطح عالي نگاشته شده بود ، استاد در صغر سن به آساني مطالعه ميکند واز آن هنگام با پشتکاري عجيب به مطالعه مي پردازد و طي سفر هاي خود به بنادر و جزاير و امارات به تحقيق مي پردازد و با اينکه تحصيلات دانشگاهي نداشته اما با جديت و سعي خود به اين جايگاه ارزشمند علمي مي رسد. زيرا که «مَن جَد وجَد... هرکه کوشش کند مي يابد »

استاد از سال 1327  وارد عرصه مطبوعات گرديد و در نشريات معروف زمان از جمله : خاور ، کيهان ، اطلاعات ، بهار ايران، خواندنيها ، پيک خجسته ، و ... مقالاتي نوشته اند. ايشان صاحب نظر در مسائل خليج فارس ودرياي عمان مي باشند و تحقيقات فرآواني در اين زمينه دارند.

در سال 1339 کتاب «تاريخ جهانگيريه و بني عباسيان بستک » به کوشش ايشان چاپ مي شود.

استاد در حافظ پژوهي نيز دست داشته و در مورد سعدي و ديگر شاعران به خصوص شاعران و نويسندگان جنوب مقالات تحقيقاتي گرد آوري و چاپ کرده اند .و تا به حال بيش از 1400 مقاله نوشته و چندين جلد کتاب تأليف نموده اند که حدود 15 کتاب در دست چاپ داشتند.( انشالله خانواده ايشان بتوانند اين رسالت را به انجام برسانند)

ايشان چندين کتاب از نويسندگان جنوب را تصحيح و چاپ نموده اند و در زمينه خور ، مهاجرت و تيره هاي خور ، خوريهاي مقيم کشورهاي حوزه خليج فارس ، انديشمندان و خبرگان خور در ايران و حوزه خليج فارس و مسائل ديگر اطلاعات و تحقيقات مهمي دارند و از جمله اشعار محمد حسن مجرم خوري را در دست چاپ دارند که اميدواريم شاهد چاپ اين مباحث باشيم.

از آثار استاد انجم روز مي توان به موارد زير اشاره کرد :

-        برقع پوشان خليج فارس و درياي عمان

-        خرماستان ايران

-        فرهنگ دَري جلد اول

-        فرهنگ کودک در لارستان و بنادر جنوب

استاد در سال 1383 دار فاني را وداع گفتند. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

افتخارم به خور ی ودارم         به نشــانی زکات کــردارم

اول ایـرانیم دگـر مسـلم         پیروی از احمد و علی دارم

 

 

8.شيخ موسي قاضي زاده(رحمة الله عليه) :

(تحقيق: آقاي عبدالناصر شمسايي ، منبع پيک مشتاقان شماره 5 – فروردين 1381 )

زنده ياد شيخ موسي در فروردين ماه 1335 ه.ش در خانواده اي مذهبي در خور ديده به جهان گشود و در جوار پدر ، مادر ، پدر بزرگ و مادر بزرگ تربيت گرديد. وي فرزند ارشد خانواده بود . پدر بزرگش مرحوم حاج ايوب امام مسجد کهنه خور بود . همچنين پدر بزرگ مادري اش ، شيخ محمد عقيل خطيبي بود ، که اين بزرگواران در محل داراي احترام و جايگاه خاصي بودند. قباله ، وصيت نامه و اسناد محلي تنظيم مي کردند همچنين صيغه عقد و نکاح جاري مي کردند.

زنده ياد شيخ موسي تحصيلات 6 سال ابتدايي را در دبستان مشفق خور با موفقيت به پايان رساندند. و براي ادامه تحصيل به مدرسه علوم ديني بندر لنگه عازم گرديدند و نزد سلطان العلما جناب شيخ محمد علي خالدي « دامت حفاظاته» به تحصيل پرداختند . پس از چند سال با فراگيري علوم قرآن ، فقه ، حديث به زادگاه خود مراجعت نمودند، با مراجعت ايشان مساجد خور رونقي دوباره يافت ، کلاسهاي قرائت  قرآن  برگزار شد و خطبه نماز جمعه به زبان فارسي به جاي عربي تجديد گرديد. در کلاسهاي قرآن از خرد و کلان شرکت مي کردند و قرآن را فرا مي گرفتند. حتي به تشويق ايشان در منزل پدرش ( شيخ حسن قاضي زاده) آموزش قرآن به خواهران توسط خواهران شيخ داير گرديد.

از خصوصيات اخلاق ايشان که بيان آن ناممکن است مي توان به نکاتي چند اشاره نمود : از جواني بسيار پرهيزکار بودند و به مال دنيا اعتنايي نداشتند.از کارهايي که دين به او امر مي کرد رويگردان نبود تا جايي که در جامعه اي که مرده شويي را عيب مي پنداشتند ايشان مرده ها را غسل مي دادند و کفن مي کردند. امر به معروف و نهي از منکر در هر جا و بر هر کس بجاي مي آوردند و هيچگونه هراسي نداشتند مثلاًچيدن «کاکُل» و پيچيدن کودکان درون نان در امامزاده ها ، نصب چادر بر مزار و قرائت قرآن بر روي قبر و خيلي از رسومات منفي و خرافي ديگر در زمان حيات ايشان رخت بربست همچنين با پخت خوراک در روز عيد در منزل کساني که مرحوم شده بودند مخالف بودند.

معمولا هر دوشنبه و پنجشنبه روزه مي گرفتند، به فقرا و مستمندان بطور قابل ملاحظه اي کمک مي کردند . پيرمردان و پيرزنان را بسيار دوست مي داشتند و به ديدن آنها مي رفتند، عيادت مريض را واجب مي دانستند ، در کارهاي مربوط به وسايل منزل سررشته داشتند ، به تيراندازي، کوهنوردي و شنا علاقه شديدي داشتند. در هر کاري به روش و سنت رسول الله(ص) اقتدا مي کردند.

کوه هاي منطقه را شناسايي مي کردند، راه هاي موجود در کوه و خمره هاي آب و آبگيرهاي موجود را به خوبي مي شناختند.براي تماشاي طبيعت و تفکر در آيات الهي وقت زيادي صرف مي کردند حتي به پديده هاي نوين صنعت بخصوص لوازم شکار از قبيل انواع دوربين ها ، تفنگ هاي قديم و جديد علاقه زيادي داشتند.

هميشه با ماعت و مردم همراه و همرزم بودند،رهبري گروه به عهده مي گرفتند، در رويدادهاي جمعي که در محل انجام مي گرفت با بزرگان محل همکاري کامل داشتند به همه احترام مي گذاشتند و همه براي او احترام قائل بودند.

پس از تخمل کارهاي طاقت فرسا چون حفر چاه و کارهاي مشکل ديگر جهت امرار معاش سرانجام به کشور امارات مسافرت نمودند و امام مسجد و خطيب جمعه يکي از مساجد ابوظبي گرديدند که با خوري ها و لارستانيهاي مقيم ابوظبي و با معلمين و دبيران ايراني رابطه نزديک داشتند، عضو و رييس انجمن اوليا و مربيان مدارس ايراني واقع در ابوظبي که فرزندانش در آنجا تحصيل مي کردند بودند . با وزرا و رؤسا و فقرا و ضعفا و اغنيا نشست و برخاست داشتند.

پنج بار توفيق زيارت بيت الله الحرام را يافتند که هر بار عده اي از دوستان و آشنايان خوري و غير خوري را براي زيارت تشويق مي کردند و با خود مي بردند و راهنماي آنان بودند.

سر انجام در سوم تيرماه 1377 در سن 42 سالگي که جهت ديدار خانواده و خويشاوندان و آشنايان به زادگاهش خور عزيمت نمودند و پس از کمتر از بيست روز ديدار در عصر روز سه شنبه 23 تير ماه بر اثر ايست قلبي در جلو چشمان عيال ، فرزندان و پدر و مادرش چون نوري خاموش مي شوند و به لقاءالله مي پيوندند.

روحشان شاد و يادشان پر رهرو باد

9. دکتر سيد احمد هاشمي:

شايد نوشتن در مورد دکتر هاشمي زود باشد . فقط چند مطلب را خلاصه وار از تحصيلات ايشان ذکر مي کنم.

ايشان در حال حاضر دانشجوي دکتراي علوم دين در دانشگاه اسلامي کوالالامپور در کشورمالزي مي باشند. که دوره فوق ليسانس خود را در دانشگاه اسلامي خارطوم در کشور سودان گذراندند.

ايشان حافظ کل قرآن کريم مي باشند.

از دانشمندان به روز و محقق و مسلط به زبانهاي انگليسي و عربي مي باشند .

اخيراً وبلاگ شخصي ايشان راه اندازي شده که شامل بعضي از مطالب در مورد مسائل روز مي باشد.مردم خوربي صبرانه منتظر چاپ کتابها و مقالات تحقيقي ايشان مي باشند.

www.loghman2000.blogfa.com

 

 

10. و ديگر بزرگاني که تنها نام آنها را شنيده ايم

(منبع: تحقيق خانم فرحناز فرهنگ ، فارغ التحصيل رشته جغرافيا)

خواجه احمد خوري، ميرزا محمد علي، خواجه علي اکبر، خواجه غلامرضا کلانتر(از بزرگان و ريش سفيدان محل) ، اسماعيل حاج امين خوري ، يوسف حاجي مظفر خوري ، حاجي محمد حاجي عبدالله محمد علي ، شيخ محمد نور نقشبندی ، فتح علي خواجه عبدالله خواجه محمد حسن

انشالله که بتوانيم اطلاعات بيشتري از ايشان به دست آوريم .

اميدواریم تمامي دانشجويان و فارغ التحصيلان خوري را به زودي با شرح خدمات و تحقيقاتشان در زير اين ليست قرار دهيم.

 -----------------------------------------------------------

 

تحقيق و فرستنده مطلب: شهرام صالحي

www.khoury.blogfa.com

 توضیح: مطالبی که بقیه همشهریان زحمت تحقیق آنها را کشیده اند با ذکر منبع در قسمت مربوطه ذکر شده است.

 

درباره وبلاگ
سلام من به خور و مردم خور كه دارند مردمان نيك مشهور
به هر جا مي روند آواز دارند نميگردند از اين آواز مغرور

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

اين وبلاگ رو ساختم واسه موندگار شدن اطلاعات شهر عزيزم خور
اميدوارم همشهري هاي عزيزبتوانند من را در به روز رساني اين وبلاگ کمک کنندعزيزاني که از خور مطلبي يا عکسي دارند مي توانند براي من بفرستند تا با کمک خودشان وبلاگ شهر خودشان را آباد سازند .
از همشهري هاي عزيز تقاضا مي شود كساني كه دوست دارند وبلاگ يا سايتشان لينك شود در قسمت نظرات آدرس را بگذارند و به مدير وبلاگ اطلاع دهند .

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

براي ديدن عکس ها کليک راست بعد show picture و
بعد براي بهتر ديدن آن save كنيد يا ير روي نام آنها كه زير
آن نوشته كليك نماييد .
براي خواند ادامه ي مطالب بر روي ادامه ي مطلب كليك نماييد و ما را با نظراتتان شاد كنيد .
از عزیزانی که می خواهند لوگوی وبلاگ ما را در سایت خود بندازن خواهشمندم لوگو را از قسمت نظرات کپی کنند . ممنون
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

اميدوارم بتوانم رضايت خاطر دوستان را جلب بنمايم .
ღزاده ی خورღ

امكانات وبلاگ

اطلاعات شما :

www.p30khour.blogfa.com
بهترين ها

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

بهترين منبع اطلاعات شهر خور

آرشيو وبلاگ
لوگوي دوستان
پیام کوتاه
آمار وبلاگ
کاربران آنلاين :
بازديدها :

مدير وبلاگ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .